دو سال پیش که فیلم دست دادن آقای خاتمی با زنان ایتالیایی منتشر شد، ایشان به جای توجیه یا اظهار پشیمانی از این کار، اساس دست دادن خود را با دختران ایتالیایی تکذیب کرد و فیلم منتشر شده را «مونتاژی» نامید.
به تازگی فیلم دیگری از آقای خاتمی منتشر شده است که ایشان در آن مشغول تعریف کردن جوکی با لهجه آذری هستند و مضمون جوک هم تمسخر مداحان آذری است. شخصا با انتشار عمومی فیلمی که از یک جلسه خصوصی گرفته شده است موافق نیستم و آن را اخلاقی نمی دانم، اما وقتی می بینم حالا که فیلم منتشر شده، آقای خاتمی به جای عذرخواهی، دوباره ادعا کرده است که این فیلم مونتاژی، دستکاری شده و کذب است برایم این حال و احوال آقای خاتمی مایه تاسف است. به همین خاطر در اینجا به چند نکته اشاره می کنم:
۱- آقای مجید انصاری که در فیلم مذکور به همراه آقای خاتمی دیده می شوند، چند روز قبل در تبریز صحت این فیلم را تایید کرده اند، بنابراین آقای خاتمی باید حواسشان باشد که با مونتاژی معرفی کردن این فیلم، دارند دوست خود آقای انصاری را دروغگو معرفی می کنند!
۲- وقتی ایشان می گویند فیلم دست کاری شده و مونتاژ است، دقیقا منظورشان چیست؟ در این فیلم، صدای ایشان شنیده می شود (و در این فیلم به عکسِ فیلم دست دادن با زنان ایتالیایی، عنصر مهم و حساسیت برانگیز، صدا است نه تصویر.) آیا منظور آقای خاتمی این است که صدای کسی که جوک تعریف می کند، صدای ایشان نیست و یک نفر صدای ایشان را تقلید کرده است؟ گیریم که یک نفر، صدای آقای خاتمی را تقلید کرده باشد، ایشان در مورد هماهنگی صدای فرد تقلید کننده و مضمون صحبتهای او با حرکات لب، دهان و دستهایشان چه توضیحی دارند؟ آیا با تحولی شگرف در هنر دوبله در ایران و جهان روبه رو شده ایم؟
لینک فیلم دست دادن با خانمهای ایتالیایی
در طی 8 سال حکومت دولت اصلاحات بر ایران عزیز، گند کاری زیادی
به بار آوردند که در مطلب زیر به بخشی از آن می پردازیم .

- درگیری های فراوان و زد و خورد ها در پارک ها و دانشگاه ها .
- حادثه کوی دانشگاه و افتضاحات بعدی آن . میلی به باز کردن پرونده مشتی اراذل ندارم ولی هنوز در مورد بی سیم های وزارت کشور خاتمی که در دست کودتاچیان بود به مردم توضیح داده نشده است و اگر نبود تدابیر رهبری و هوشیاری مردم ،کشور ما به سرنوشت گرجستان دچار شده بود...
- قتل های زنجیره ای که حادثه ای کم نظیر از تمامی جهات علی الخصوص نحوه برخورد با عاملین و بی آبرو کردن نظام و دستگاه اطلاعاتی کشور توسط خود مسئولین بود .
- درگیری های شورای شهر تهران .
- ماجرای مشکوک و تامل برانگیز ترور حجاریان .
- هجمه بی وقفه به اسلام ، ائمه اطهار ، امام خمینی ، رهبری ، شهدا ،سپاه ، شورای نگهبان و... .
- تخریب باورهای دینی و اعتقادی با شدیدترین بمباران تبلیغاتی با پول بیت المال و از جیب خودمان .
- ماجراهای غم انگیز مجلس ششم که تنها کاری که نکردند توجه به مردم بود .
- سرقت اسناد بکلی سری مملکت به راحتی و با حمایت دولت (فیلم قتل های زنجیره ای ، نامه سعید امامی در خصوص مطبوعات و...) و در اختیار دشمنان قرار دادن آنها برای بهره برداری تبلیغاتی .
- لو دادن تصمیمات شورای عالی امنیت ملی به نحوی که رادیوهای بیگانه شاید یک ساعت بعد از آنها اطلاع داشتند .
- استعفا و تهدید به استعفاء اکثر فرمانداران و استانداران در رابطه با تحصن نمایندگان.
ما را با نظرات خود یاری کنید

محمدعلي ابطحي، رئيسدفتر خاتمي در دولت اصلاحات در زير نويس يكي از عكسهاي اخير وبلاگ خود نوشت: نميدانم چرا كراوات از كت و شلوار رسمي حذف شده؟ خيلي لباس را قشنگتر ميكند...
پ . ن : آنچه كه در اسلام حرام است اين است كه مسلمان خود را چه از نظر پوشش و چه از نظر آرايش شبيه
كافران و به نشانه هاي غيرمسلمانان درآورد كه هركس او را با اين پوشش و آرايش ببيند وي را جزو آن ها بشمارد
و چون در حال حاضر بستن كراوات و امثال آن در عرف جامعه ما شبيه شدن به فرهنگ غيراسلامي و به خصوص
غرب مي باشد اين موضوع از مراجع استفتا شده و آنان اين گونه پاسخ داده اند.
حضرت آيت الله خامنه اي:علي الاحوط از پوشيدن كراوات اجتناب شود.
در مطالب زیر بخشی از گفته های تئوریسین های نام آشنای اصلاحات آمده است

سید محمد خاتمی، همبستگی، 16/8/79 ص2، مصاحبه با شبكه ان اچ كي : اگر این حجاب و پوشش مانع حضور زن و بروز شخصیت زن شود، قطعاً مضر است ... مشکل این نیست که زنان چگونه لباس بپوشند، مشکل اینست که زنان بتوانند در عرصه های مختلف حضور داشته باشند.
مهاجرانی، نشاط، 1/6/78: رقص را نباید همواره ناپسند دانست.
ابراهیم اصغر زاده، آفتاب امروز، 2/6/78: اگر مجوز راهپیمایی به هر گروه بر اساس قانون داده شود اشکال ندارد، حتی علیه خدا...
قای کدیور در دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال 79 طی سلسله مباحثی تحت عنوان «پژوهشهای قرآنی» ایراد کرد: «... یک زمانی مردم میگفتند چون عیسی (ع) این سخن را گفته پس درست است اما امروز عیسی که سهل است خود خدا هم اگر حرفی بزند و آن حرف با عقل مردم منطبق نباشد نخواهد پذیرفت. امروز خدا در جامعه هیچ کاره است. همه کاره مردمند.»
عبدالکریم سروش، ماهنامه کیان، مهر و آذر 78 : کار اساسی پیامبر آن بود که اعراب را دچار بحران هویت نمود و آنها را هویت نو بخشید، امروز نیز تمدن متجدد غرب، ما مسلمانان را دچار بحران هویت نموده و دین توان رویارویی با تمدن غربی را ندارد. تنها منجی، عقلانیت مستقل است
محمد کاظم محمدی اصفهانی، روزنامه ایران، 24/4/79: مردم حق دارند همه مسؤولین را به سؤال کشیده و از آنها انتقاد کنند حتی اگر آن مسؤول، پیامبر و امام معصوم باشد، بلکه به خود خدا هم می توان اعتراض کرد و او را فتنه گر نامید.
فرامرز شکوری، آبان، 7/6/77،ش40: اراده مردم همان اراده خداست و انتخاب مردم هم همان انتخاب خداست، لذا دموکراسی غربی با دین سازگار است.
سعید حجاریان ، روزنامه صبح امروز : همجنسبازي در كشور ما بايد آزاد باشد. از جهت حقوقي نبايد ممنوع باشد گرچه از نظر اخلاقي زشت است.
معین فر ، اجلاس دفتر تحکیم وحدت در آبان ماه ۸۶: در خصوص سرنوشت انقلاب ما چاه کندیم به آب برسیم به فاضلاب رسیدیم .
محمد رضا خاتمی در مشهد در تبليغات دوره هشتم انتخابات : هرکس پيام دوم خرداد را درک نکرده است، بايد کنار برود . هرکس که با اصلاحات نيست، نابود شود.
محمد خاتمی در اولين سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران : اگر دين هم در برابر آزادي قرار بگيرد اين دين است كه بايد محدود شود نه آزادي !
محمد خاتمی در اولين سالگرد دوم خرداد در دانشگاه تهران : اگر دين هم در برابر آزادي قرار بگيرد اين دين است كه بايد محدود شود نه آزادي !
قضاوت با شما
خاتمی برای ما نمی مانی برای طرفدارانت که پویش
پیامکی برای تداوم حضور تو راه انداخته اند بمان.

مگر تو در روز اعلام کاندیداتوری ات همان زمان که حضور میرحسین جدی شده بود نگفته بودی عرصه را برای هیچ کاندیدای دیگر تنگ نکرده ای و از حضور دیگران استقبال می کنی و همان جا بارها از جدیت خود سخن گفتی . پس لااقل بار دیگر دروغ نگو و میرحسین را بهانه نیاور.
خاتمی برای ما نمی مانی برای طرفدارانت که پویش پیامکی برای تداوم حضور تو راه انداخته اند بمان.
تزلزل و دروغ در اردوگاه اصلاحات

نزديك به 2 ماه از روزي كه خاتمي اعلام كرد از ميان من و مهندس موسوي يك نفر كانديدا
خواهد شد، مي گذرد اما همانطور كه قابل پيش بيني بود، خاتمي دروغ گفت و امروز
خاتمي و موسوي رسما اعلام كانديدانوري كرده اند.
اما نكته اي كه به نظرم قابل پيش بيني است، كناره گيري خاتمي به نفع موسوي در روزهاي پيش رو است.
لبته اين روزهاي پيش رو مي تواند تا چند روز مانده به 22 خرداد هم ادامه داشته باشد! علت چنين اتفاقي
هم تقريبا روشن است. چون من هنوز هم بر اين باورم كه خاتمي گوشت قرباني اصلاحات است و همانطور
كه خودش براي آمدنش تصميم نگرفته، براي رفتنش هم تصميم نخواهد گرفت! و كافي است تا افراد
دور و بر او مانند بهزاد و علي و ... به اين نتيجه برسند كه حضور خاتمي، ضررش بيشتر از سودش است!
لذا خاتمي در يك بيانيه خطاب به ملت خواهد آورد: "به علت كج بودن زمين و در خطر بودن دموكراسي و
آرمانهاي امام! ... به مهندس راي بدهيد!"
این تزلزل و دروغ در اردوگاه اصلاحات ........
|
انقلاب یعنی اینان
سید بزرگوار جانش را نتوانست برای انقلاب (بدلیل ماموریت در آلمان)
و در جنگ تحمیلی(اونم حتما دلیل دیگری داشته که اون دلیل هشت
سال طول کشیده!) فدا کنه حالا بعد از سی سال بعد از انقلاب و دو
دوره ریاست جمهوری می خواد این کار را انجام بده!
دوستان عزیز آماده مناظره در باره هر مطلب روی وبلاگ هستم . در نظرات اعلام کنید.
قسمتی ازعملکرد اصلاحات
در اینجا به قسمتی از عملکرد دولت اصلاحات می پردازیم و
شما خواهید دید که در این هشت سال چه گذشت.
نامه خیلی محرمانه خاتمی به بوش که ما دست از حمایت لبنان و حماس و فلسطین و بی خیال شدن اترژی هسته ای به این شرط که به ما حمله نکنند . نامه دولت خاتمی به بوش در زمان حاکمیت دولت اصلاحات مخفی ماند ولی درسال 85 افشا شد. اخیراً هم باز ازسوی مشاور عالی بوش پدر و پسر تأیید شد، این نامه این قدر ذلیلانه و منفعلانه است که آدم را به یاد مواضع حکومت پهلوی و شاه سلطان حسین می اندازد! به بوش بگوییم که ما حاضریم حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، آقای صادق خرازی سفیر سابق ایران در پاریس، عامل ارسال نامه ننگین 2003 به آمریکا ، روزنامه "وطن امروز" سندش را نیز درج کرد. گفتند ما که رفتیم این نامه را به بوش دادیم، بوش گفت چه کسی جرأت کرده چنین نامه گستاخانهای را بنویسد؟ حزب الله لبنان را خلع سلاح کنیم، از حمایت فلسطین دست برداریم، در بحث عراق همکاری کنیم، هستهای را هم هرچه شفاف تر کنیم تا ما را از لیست شرارت خارج کنند!
دست دادن رئیس جمهور سابق با زنان در ایتالیا که ابتدا تکذیب بعدا توجیه شد و سکوت مرگبار همه در خصوص بدیهی ترین چیز(حرام بودن) حتی علما و بی آبرو کردن شیعیان در بین مسلمین - شخصی که خود رو فرزند زهرا می داند و پاک بی عیب ؛ چگونه با زنان اجنبی دست میدهد ؛ آیا فرزند زهرا و علی این گونه است؟
آقای ابطحی گفتند که اصلاحات یک "نه" بود به جریان حاکم، خب سئوال این است که جریان حاکم قبل از دوم خرداد چه کسانی بودند، دولت سازندگی و کارگزاران الآن در کدام جبهه هستند؟ اکثر وزرای آقای خاتمی از چه طیفی و کسانی بودند؟ همین الآن هم آقای هاشمی معتقد است که متولی دوم خرداد ایشان بوده. پس این "نه" در دوم خرداد به چه بوده، به چه کسی بوده؟
امام آقای منتظری را که در جایگاه قائم مقام رهبری قرار گرفته بود، عزل کرد و گفت این شیخ کمر مرا شکست ؛ ولی آقای محمدرضا خاتمی در دوره اصلاحات پایش را بوسید! که عکسش هم منتشر شده.
خب این قسمتی از عملکرد دولت اصلاحات بود امیدوارم دوستان با انصاف با این قضیه برخورد کنند و نظرات خود را بگویند.
خاتمي براي اعلام رسمي حضور خود در عرصه انتخابات و اعلام كانديداتوري در تاريخ بيستم بهمن ماه، مسيري پر تناقض را طي كرد كه از قرار دادن پيش شرط آغاز شد و مدتي در تعليق ترديد ماند، با چاشني تعارفات سياسي همراه شد و در آخر هم با انكار ترديدهايي كه در گذشته ابراز كرده بود، گفته هاي پيشين خود و يارانش را فراموش كرده و اعلام كرد كه مشغول تدبير بوده و اكنون با جديت وارد صحنه شده است.
گام اول: تشكيك در سلامت انتخابات
رئیسجمهور سابق، سناريوي حضور خود در انتخابات را با زير سوال بردن سلامت انتخابات كليد زد و فضاي سياسي كشور را به گونهاي ترسيم كرد كه در اثر آن، حضور در عرصه انتخابات براي همفكرانش بلاموضوع ميشد. او در اولين اظهارنظرهاي انتخاباتي خود در حضور چند تن از دانشجويان دانشگاه علامه طباطبايي در دفترش اعلام كرد: «اگر اصلاح طلبان دریابند که توان دفاع از حقوق مردم را ندارند، به نظر من دلیلی وجود ندارد که وارد صحنه شوند.»
او چند روز پس از اين اظهار نظر اوليه، مرداد ماه 87 در ديدار با جمعي از فعالان سیاسی همدان گفت: «برای برگزاری انتخابات، نخست باید دید که چقدر امکان حضور در انتخابات وجود دارد؟ باید دید که آیا سازوکارهای برگزاری انتخابات به گونهای است که مبنا را رأی آزاد و حضور مردم میداند یا سازوکارهای ناقص و معيوبی است که آنطور که شایسته است، نمیتواند اسباب حضور همه جانبه مردم و اعلام رأی آنها را تأمین کند. مسلماً سازوکارهای موجود در این زمینه اشکالاتی دارد.»
تشكيك در سلامت مجريان انتخابات و مكانيزم برگزاري آن، موضوعي است كه علاوه بر خاتمي، همفكرانش هم از همان ابتدا دنبال كردند و به گونهاي اوضاع را رقم زدند كه در صورت حضور و شكست بتوانند تقدير خود را به سياهنماييهايي كه از پيش تدارك ديده بودند، گره بزنند: «من انسان خیال پردازی نیستم. اگربیایم با برآوردهای انجام شده از آرای خود هیچگونه نگرانی ندارم، اما از نحوه اجرای انتخابات نگرانی هایی وجود دارد.»
گام دوم، تعيين پيش شرط
خاتمي در گام بعد سعي كرد چنين وانمود كند كه خود تمايل به آمدن دارد اما فضاي سياسي حاكم به گونهاي است كه بدون تحقق برخي پيششرطها به اهدافش نخواهد رسيد. لذا در مهر ماه سال جاري ادبياتي متفاوت و حتي متناقض را در پيش گرفت. او در حالي كه در همين ایام اعلام ميكند كه به هر قيمتي وارد انتخابات نخواهد شد و براي آمدنش پيش شرط تعيين ميكند، در عين حال ميخواهد هراس و ترديد خود را نیز به نوعی توجیه کرده باشد: «اگر به این نتیجه برسم که باید بیایم، از هزینه کردن اعتبار و آبروی خود برای ایران هیچ باکی ندارم.»
او پیششرطهایش برای نامزدی در انتخابات را "تفاهم با ملت برسر خواستههایاشان" و "امكان عملی كردن برنامههایش" عنوان كرده و گفت:«نگرانی خاصی از نتیجه انتخابات ندارم. بعضاً مطرح شده است كه خاتمی به شرط پیروزی به میدان انتخابات وارد میشود، در حالیكه با تجربه 2 بار حضور در انتخابات و با توجه به امواج و بازخوردهایی كه از جامعه دریافت میكنم و محبتی كه به من در سطح وسیع ابراز میشود، نگرانی از این بابت ندارم، اما قصد ندارم به هر قیمتی به قدرت دست یابم."
او البته هرگز نميگويد كه چرا حضور در انتخابات ميتواند آبروي او را تهديد كرده و يا برايش گران تمام شود؛ زيرا سعي دارد ترديدهاي خود را به ساختار سياسي كشور و رويكرد مجريان انتخابات مربوط كند و به اين ترتيب، هراس واقعي خود را از شكست در انتخابات پنهان دارد. اما واقعيت اين است شكست در انتخابات است كه اعتبار او را خدشهدار خواهد كرد.
شرطهاي خاتمي اما آنقدر بلاموضوع بود كه حتي همفكرانش هم از آن استقبالي نكردند و در شرايطي كه دولت نهم به اذعان مخالفان هم شجاعت اقدام را تمام عيار به نمايش گذاشته تعيين پيش شرط ميتوانست، مردد بودن به عنوان ويژگي شخصيتي خاتمي را بيش از پيش نمايان كند لذا او مانور چنداني بر اين شروط نداد و براي اعلام كانديداتوري هم در انتظار تحقق آنها نماند.
گام سوم، توجيه دايره ترديد
ترديدهاي خاتمي، او را در قبال كساني كه مخاطب خود در نظر گرفته بود، در معرض 2 اتهام قرار ميداد كه وی از آن هراسان بود؛ قدرتطلبي و عافيتطلبي. او بارها سعي کرد اينگونه توجيه كند كه آمدنش قدرتطلبي و نيامدنش عافيتطلبي نيست. وی وقتي كه پيششرطهايش با عدم اقبال مواجه شد، ترديدهايش را به طور جديتري مطرح كرد. خاتمی اوايل آبان ماه اعلام كرد: «تأملات جدی درباره حضور خود در انتخابات دارم. اگرچه شخصاً کوچکترین اشتیاق و علاقهای برای بازگشت به قدرت ندارم، اما سرانجام آنچه وظیفهام باشد را انجام خواهم داد... اگر آمدن مستلزم از دست دادن هویت باشد، اهل اینگونه آمدن نیستم. اگر بتوانم خدمتی به ایران و ایرانی بکنم، می آیم، ولی اگر زمینه برای کار کردن فراهم نباشد، حضورم در عرصه، خدمت نیست. باید راه را برای کسانی که می توانند در این شرایط کار کنند، باز گذاشت.»
غلطيدن او و همراهانش در دايره ترديد نيازمند اين است كه در اين مقطع زماني ترديد خود را توجيه كنند، لذا او مي گويد: «در حال تأمل نسبت به آینده هستم و در موقعیت فوق العاده سختی قرار گرفته ام.» و همراهانش نيز ترديد ها را توجيه كرده و جدي قلمداد مي كنند.
سايت اصلي حاميان خاتمي هم تلاش ميكند برای توجیه این تعللها تئوریسازی کند. اين سايت در مقاله اي با عنوان "خاتمي و عوامل تاريخي ترديد" به اين ترديدها مشروعيت داده و چنين مينويسد: «مسئلهای ممكن است براي بسياري از افراد جامعه و نيز نخبگان، طرح گردد اين است كه علت اين همه ترديد و زمينه شكل گيري مواضع نه چندان شفاف، چيست؟» دراين نوشتار با بررسي مواردي به عنوان شرايط اجتماعي، شرايط سياسي و شرايط اقتصادي و دولت نفتي تلاش شده است تا اين ترديدها موجه جلوه داده شوند. همچنين در گام بعد، عواملي با عنوان "درخواستهای وسیع مردمی و حمایت نخبگان، چالشهای اقتصادی و تجربه ناکارآمدی دولت نهم، نیاز به اصلاح چهره ایران در جهان، محبوبیت غیرقابل مقایسه خاتمی نسبت به سایر کاندیداهای احتمالی اصلاحطلبان، عملکرد ضعیف دولت نهم و نارضایتی اصولگرایان، فرا رسیدن زمان مناسب برای اعلام کاندیداتوری، رایزنی با مقام معظم رهبری" را عواملی براي پايان ترديدهاي خاتمي معرفي كرده است.
تاجزاده و امينزاده از اعضاء هسته اصلي حامیان خاتمي نیز نشستي با روزنامه نگاران برگزار ميكنند تا به گونهاي ديگر توجيهگر ترديد خاتمي باشند. تاج زاده در اين نشست گفت: «ترديد آقاي خاتمي به اين دليل است كه ايشان ميخواهند مستقل از نظرات ما به اين نتيجه برسند كه آيا ميتوانند براي كشور كاري كنند يا خير؟ اگر به اين نتيجه برسند كه كاري نميتوانند بكنند، قطعاً نميآيند اما اين فضا خوشبختانه زمينهاي را فراهم كرده كه آقاي خاتمي ميتوانند بيايند، مردم نيز ميتوانند كمي صبوري كنند.»
محمدرضا خاتمی هم در گفتوگويي با روزنامه اعتماد ترديدهاي برادر را چنين توجيه میکند: «یکی از مسائل عمدهای که آقای خاتمی دارد و در آمدن او تردید ایجاد کرده، اين مسئله است كه میگوید من وارث شرایطی خواهم شد که حتی اگر اجازه دهند، معلوم نیست بتوان آن را جمع کرد، بنابراین اگر ما میدانیم واقعیتها این طور است، ولی مطمئن هستیم در آینده نمیتوان کاری کرد، آیا امیدهای مردم ناامید نمیشود؟»
خاتمی البته به حربهاي ديگر هم متوسل ميشود و براي آنكه قدرتطلب نشان داده نشود، در ديدار با دانشجويان كه 10 روز پس از روز دانشجو و در فضايي انتقادي در دانشگاه تهران برگزار شد، ميگويد: «هر فردی با هر برنامهای با 2 مسئله روبرو خواهد شد. یکی اینکه مردم توقع دارند که مسائل یک شبه حل شوند و مسئله دیگر که به مراتب مهمتر است، کارشکنی و تخریب است... اگر به سراغ افرادی برویم که هم برنامه دارند و هم تحولخواه هستند و هم حساسیتی که روی ما وجود دارد، روی آنها نیست، بیشتر به مردم خدمت کردهایم.»
او همچنين در ديدار ديگري گفته بود: «اگر بنده نیایم و این وضع ادامه پیدا کند، بار سنگین آن را بنده باید بکشم، ولی از آن طرف دیگر هم باید دید آیا اینکه بنده بیایم و هزینه مملکت افزایش یابد، درست است؟ بنابراین، هر دو طرف قضیه مشکل است والا تصمیمگیری بسیار راحت بود.»
با وجود آنکه واژه تردید، کاربردی اختصاصی برای خاتمی و اطرافیانش داشت، اما در هنگام اعلام کاندیداتوری، وی آن را انکار کرده و حربه رسانه ها دانست.
میر حسین موسوی، مانعي براي تداوم ترديد
زمزمههاي آمدن ميرحسين موسوي مانعي بود براي خاتمي که میخواست با توجيه دغدغهمندی، زمان را به نفع خود بخرد، بنابراين در ديماه اعلام كرد: «من به همه اصلاحطلبان و نیز کسانی که ممکن است جزء اصلاح طلبان نیز نباشند ولی دلشان میخواهد در وضع کنونی تحولی ایجاد شود، ضمن احترام به همه کسانی که کاندیداتوری خود را اعلام کردند یا اعلام خواهند کرد، می گویم به یاری خداوند یک نفر از میان من و آقای مهندس موسوی نامزد خواهد شد.»
اما بياعتنايي موسوي و هراس از اينكه او جاي خاتمي را در تعليق و ترديدها بگيرد، موجب شد كه رفته رفته خاتمي به سمت اعلام كانديداتوري پيش رود. او چند روز بعد با اعلام اينكه "اگر مهندس موسوی نیاید، باید دل به خدا بسپارم و در عرصه بیایم" سعي كرد موسوي را مردد نشان دهد: «متأسفانه جناب مهندس موسوی هنوز به تصمیم نرسیدهاند و معتقدم طولانی شدن این مسئله به نفع هیچ کس نیست و یک نوع ناراحتی، نگرانی و دلهره در جامعه ایجاد میشود. دلایل تردید یا امتناع مهندس موسوی برای من قابل فهم است ولی بنده بسیاری از آن دلایل را قبول ندارم.»
خاتمي به همين هم بسنده نكرد و در ديدار با جمعي كه از كردستان به ديدن او آمده بودند، گفت: "نمیتوانم تقاضاهای مردم را بیپاسخ بگذارم. نمیتوان مردم را بیش از این معطل گذاشت؛ باید به مردم جواب قاطع داد. از طرفی در مقابل اصرار مردم برای حضور در این عرصه، بسیار مشکل خواهد بود، اگر به این نتیجه برسم که باید نه بگویم.»
او در همين حال در ديدار ديگري در دهه فجر، كه در واقع اولتيماتوم او براي موسوی بود، اعلام كرد: «تلاش من این بود، ایشان را قانع کنم که به طور قاطع در دهه فجر اعلام کند در عرصه حضور دارد. به هرحال، مردم انتظاراتی از ما دارند و با توجه به انتظار جامعه و احترامی که برای مردم قائل هستیم، طبیعی است؛ من باید به قولی که به مردم دادهام عمل کنم و آمادگی خود را برای حضور (علی رغم میل شخصی) اعلام دارم.»
گام آخر، اعلام كانديداتوري با تدبير و بدون ترديد!
خاتمي در نهايت، بيستم بهمن ماه كانديداتورياش را اعلام كرد و ترديدهايش را در حالي انكار كرد كه در حاشيه همایش "دهه چهارم، ضرورت تعامل و تحول" در پاسخ به این سؤال که "آیا تردیدهای شما جهت شرکت در انتخابات برطرف شده است؟"، گفته بود: «نسبت به کاندیداتوریام در مورد تردیدهایی که دارم، مشغول فکر کردن هستم و انشاءالله این تردیدها هم مرتفع شود». اما وی در مراسم اعلام کاندیداتوری اعلام كرد: «هیچگاه تردید نداشتم، گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه انتخابات و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت بکند، داشتم.» و ادعاي تدبير هم در شرايطي است كه كمتر از يك هفته پيش از اين گفته بود: «اگر با تدبیر به جلو میرفتیم و احساسات و عجلهای در کار نبود، میشد به صورتی تصمیم گرفته شود که هزینه کمتر و فایده بیشتری داشته باشد و به هر حال باید تصمیمی گرفت که بیشترین فایده و رضایت در جامعه از آن حاصل شود.»
خاتمي اكنون ميگويد: «فعلاً وظیفه ما اصلاح وضع فعلی است و راه آن هم انتخابات است، البته کسی نه ادعای معجزهگری دارد و نه ادعای قهرمانبازی.» به نظر ميرسد فاز ديگري كه خاتمي ناچار از ورود به آن است، پيگيري خط تشكيك در سلامت انتخابات است. او ناچار است راهي براي توجيه شكست احتمالي خود بيابد و در عين حال، روزنهاي براي بازگشت به قدرت. اما تنها يك مشكل بر سر راه وجود دارد: با آن همه ايجاد شبهه و شرطي كه او قرار داد، اينك راه تشكيك در سلامت انتخابات بسته شده است، چراكه آمدنش، به معناي فراهم شدن شرايطي است كه او را ماهها در تعليق نگه داشت و در صورت شكست، حيات سياسي او به نقطه پايان رسيده است.